خواجه نصير الدين الطوسي

141

روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )

تا شكل عطا و عطادهنده پذيرد در كون جسمانى بمال جسمانى با ميان آيد ، و در كون روحانى علمى كه صورت معاد را بشايد از ماوراى خودها گرفته باشد و به آن كامل فى ذاته شده اينجا باضافهء آن بر مادون خود به قدر قبول او ادا كند و مكمّل لغيره باشد تا همچنانكه سعى كرد به آن درويش در كون جسمانى بمال جسمانى توانگر شود و سعى كرده باشد تا اين كس در كون روحانى بنعيم روحانى توانگر شود ، و از اسم عطا و عطادهنده و عطاپذير در كون روحانى بمال روحانى با ميان آيد و همچنين حجّ همچنانكه از خانهء خود مثلا به عراق شود و از عراق ببغداد و از بغداد بباديه و از باديه بخانهء كعبه نفس يعنى نفس او را استحالات و خوى در انتقالات كه از كمالات ارتقا باشد از علم ضرورى بر نظرى و از نظرى بر تعليمى و از تعليمى بر تأييدى تا معنىء اليوم حجّ أكبر إلى البيت العتيق الأطهر حاصل آمده باشد و جواب و اللّه يدعوا إلى دار السّلام ، بلبّيك اللّهمّ لبّيك باز داده ، و نيز روى بكعبه نهادن از حكم تنزيل بطلب امام شدن است ، و رسيدن بخانهء كعبه از حكم تأويل شناختن امام است لذكره السّلام و همچنين جهاد آنكه بداند كه جهادها بسيار است امّا به جهت آنكه متعلمان را صورت بندد با چهار قسمت آورده‌اند ، جسمانى ، روحانى ، عقلانى ، حقيقى ، و جهاد جسمانى جهاد اعدا آنكه من الخارج كه آنجا بقوّت دل و بازوى خود با دشمنان جسمانى جهاد كند ، و اين ديگرها جهاد اعداست من الدّاخل ، مثلا روحانى آنكه بأثر نور خود با عين ظلمت جهاد كند ، و عقلانى آنكه آنجا به عين نور خود بأثر ظلمت جهاد كند ، و حقيقى آنكه بهويّت واجب تعالى با خودىء ممكن خود و هر چه جز او تعالى باشد و به او تعالى شرك آرد جهاد كند و همچنين جنّات آنكه كمالات است كمال پس كمال تا بكمال آخر چنان كه شرحش در ( باب ) بهشت و بهشتها بيامده است ، و چهار جوى بهشت به حكم تنزيل آب و شير